درخواست مطالبه گران کف خیابان گیلان
از *مسعود فرهیخته* برای پایان دادن به اعتصاب غذا
یار مطالبهگران کف خیابان، اسوه ى پایداری، جناب آقای مسعود فرهیخته!
آنجا که همه ى راه ها بر روی فریاد بسته میشود، مبارزان راه آزادی، تن خويش را به واپسین سنگر، بدل میکنند. اعتصاب غذا در زندان، آخرین سلاح بیسلاحان است؛ سلاحی که در آن، گرسنگی به پرچم تبدیل میشود و چهره ى کریه حامیان حاکمان نظام سرمایهداری را در برابر چشم تاریخ عريان میکند.
شما در سومین ماه انفرادى، پشت دیوارهای بیپنجره، صدایی را به بیرون فرستادید که از هر تریبونی رساتر بود. وقتی مهر را “ماه مهربانی” خواندید و از نسلی گفتید که با گلوله و تفنگ، بیگانه است، دیوارهای انفرادی در همان لحظه فرو ریخت؛ چرا که زنجیر برپا مینشیند، نه بر اندیشه، و واژهای که به خيابان رسید، دیگر هیچ سلولی را یاراى بازپسگرفتنش نیست. نسلی که از او سخن گفتید، امروز پرچم پرسشگری را بالا برده و پاسخ شما را با گامهایش بر سنگفرش خيابان ها مینویسد؛ و ما که حاملان این پاسخیم، سوگند خوردهایم آن را تا آخرین خيابان ببریم. سخن شما در دل سرمای انفرادی خاموش نشد؛ شعله شد.
ما مطالبهگران کف خیابان گیلان، با آگاهی از روح بزرگ آزاديخواهى شما، معلم مبارزی که به حق، سرآمد مبارزان راه آزادی بوده و جامعه به وجودش باور دارد و بدان افتخار میکند، میدانیم که هر روز اعتصاب شما از بدنی می كاهد که امانت این جنبش است. تن شما سنگر جنبش ماست. زندانبان بر فرسودگی جسم شما قمار میکند، و ما نمیگذاریم او در اين قمار پيروز شود؛ پیروزی از آن کسی ست که بماند، بایستد و پرچم را تا صبح رهایی برافراشته نگه دارد.
از این رو ضمن پایفشردن بر اصول بنیادی خود، از شما و رفیق همراهتان، جناب آقای *زرتشت احمدیراغب*، میخواهیم اعتصاب غذا را پایان دهید. پیام شما چون ناقوسی در شهر، طنین انداز شده است و اکنون نوبت ماست که طلايه دار اين رزونانس آزادگى باشيم. میدان سهشنبههای “نه به اعدام” را به ما بسپارید؛ ما چون گذشته با فریاد “نه به اعدام” در کف خیابان، آرمانهای شما و همراه ارزشمندتان را زنده نگه میداریم و تا روزی که جای شما در کلاس درس خيابان، خالى ست، از پا نمینشینیم.
از ترس عبور کردیم به خشم رسیدیم
*مطالبه گران کف خیابان گیلان*
*۱۵مهرماه ۱۴۰۵*




0 Comments