کمیته جایزه صلح آخن در آلمان، خبرنامه امیرکبیر را بهعنوان برنده سال ۲۰۲۵ معرفی کرد. برنده امسال، یک سازمان حقوق بشری دانشجویی در ایران است که بهطور مستمر به پوشش اعتراضات، بازداشتها، سرکوبها و نقض حقوق بشر در دانشگاههای ایران میپردازد و سرکوب دانشجویان و اساتید در دانشگاههای ایران را مستند می کند.
کمیته جایزه صلح آخن در کنفرانس مطبوعاتی اعلام برندگان سال ۲۰۲۵ که امروز (۱ خرداد ۱۴۰۴) برگزار شد؛ با ستایش از «شجاعت تحریریه»، خبرنامه امیرکبیر را یک ابزار ارتباطی ضروری برای #جنبشی_اعتراضی توصیف کرده است که ناچار به فعالیت و سازماندهی مخفیانه علیه رژیم جمهوری اسلامی است. این پلتفرم امروزه از طریق اینترنت و شبکههای اجتماعی به صدها هزار نفر دسترسی دارد و به صدای مؤثری برای جنبش دانشجویی در ایران تبدیل شده است.
جایزه صلح آخن (Aachen Peace Prize) که جز قدیمیترین جوایز حقوق بشری در آلمان است؛ از سال ۱۹۸۸ هرساله به افراد و گروههایی تعلق میگیرد که بهصورت مردمی، برای صلح، دموکراسی و تفاهم میان ملتها تلاش میکنند. در میان برگزیدگان پیشین این جایزه، چهرههای شناختهشدهای مانند کایلاش ساتیارتی، فعال مبارزه با بردهداری کودکان در هند و برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۱۴، دیده میشوند.
از اول خرداد ۱۴۰۴، رانندگان کامیون در بسیاری از شهرهای کشور به نشانهی اعتراض به شرایط سخت کاری، گرانی روزافزون، و بیتوجهی مسئولان به مطالبات صنفی خود، دست به اعتصاب زدهاند.
بر اساس گزارشهای رسیده، خواستههای اصلی رانندگان به شرح زیر است:
حق بیمهی رانندگان باید شفافسازی شود.
از اسفند سال گذشته، مبلغ بیمهی رانندگان بیش از ۲۲۰ درصد افزایش یافته، بیآنکه خدمات درمانی متناسب با این افزایش بهبود یافته باشد. چرا باید برای دفترچهای که بسیاری از مراکز درمانی آن را نمیپذیرند، ماهانه بیش از سه میلیون و سیصد هزار تومان پرداخت شود؟
طبق قانون، دولت موظف به پرداخت سهم بیمهی رانندگان خودمالک است. با این حال، از انجام این تعهد سر باز زده است. همزمان، سهم کمیسیون باربریها از ۱۳ درصد به ۴۵ درصد افزایش یافته، در حالی که کرایهی حمل بار برای رانندگان همچنان ثابت مانده است.
تبعیض و فساد در روند تخصیص بار، دریافت هزینههای غیرقانونی برای صدور و تمدید کارت هوشمند، کارت سلامت و دیگر مدارک، موجب نارضایتی گسترده شده است. رانندگان خواهان پایان دادن به این بیعدالتیها هستند.
کرایههای حمل بار گاه تا چند ماه پرداخت نمیشود و هیچ تضمین قانونی برای پرداخت بهموقع آن وجود ندارد. این مسأله باعث فشار شدید مالی بر رانندگان شده است.
بسیاری از شرکتهای باربری مبالغ مربوط به بیمه و بیمهی تکمیلی را از رانندگان کسر میکنند اما این مبالغ را به حساب بیمهها واریز نمینمایند. نتیجه آنکه دفترچههای بیمهی رانندگان فاقد اعتبار شدهاند.
جادههای ناایمن، نبود علائم هشداردهنده، روشنایی ناکافی و وضعیت نامناسب مسیرها، از دلایل اصلی تصادفات هستند؛ بهگونهای که رانندگان سهم این عوامل را در بیش از ۶۰ درصد تصادفات میدانند.
امکانات خدماتی بینراهی در جادهها بسیار ناکافی است: مراکز اورژانس، درمانی، بهداشتی و استراحتگاههایی که استانداردهای لازم را داشته باشند، به ندرت یافت میشود. همچنین در بسیاری از مسیرها تعمیرگاه سیار یا ثابت وجود ندارد.
فرسودگی ناوگان حملونقل، کیفیت پایین خودروها و بالا بودن سن کامیونها، موجب افزایش هزینههای سنگین برای نگهداری و تعمیرات شده است. بسیاری از رانندگان توان نوسازی وسیلهی نقلیهی خود را ندارند.
در بسیاری از بنادر و پایانههای بارگیری، مبالغی بهصورت غیرقانونی و بدون ارائهی خدمات رفاهی یا اداری از رانندگان اخذ میشود. این باجگیری باید متوقف شود.
سوخت بیکیفیت، نبود استاندارد در گازوئیل عرضهشده، کمبود سوخت در برخی مناطق، و افزایش قیمت بیضابطهی آن، از دیگر مشکلات جدی رانندگان است.
نبود امنیت در مرزها برای رانندگان بینالمللی، به تهدیدی جدی برای جان و اموال آنها تبدیل شده است.
لوازم یدکی و لاستیک با قیمتهایی سرسامآور و کیفیتی پایین عرضه میشوند، که هم موجب خطرات ایمنی و هم فشار اقتصادی مضاعف بر رانندگان شده است.
اعتصاب و اعتراض، حق قانونی رانندگان و کلیه کارگران است. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، از اعتصاب و خواستههای عادلانهی شما حمایت میکند.
جمهوری اسلامی با سیاستهای مخرب و ضدملی، ناکارآمدی، تخصیص ناعادلانه منابع، ماجراجوییهای خارجی، حمایت از گروههای تروریستی نیابتی و تصمیمگیریهای متوهمانه و ضدایرانی ولیفقیه، زندگی را برای اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران سخت و جانفرسا کرده است. امروز، کامیونداران و نانوایان شریف کشور با اعتراض و اعتصاب، زبان گویای جامعهای هستند که دیگر تاب تحمل این ویرانگری نظاممند ولی فقیه و پاسداران را ندارد.
در پی فراخوان اتحادیههای کامیونداران و رانندگان خودروهای سنگین که در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ منتشر شد، از روز اول خرداد، اعتصابی سراسری و یکهفتهای آغاز گردد. مطالبات آنان، شامل «پرداخت عادلانه کرایه، تأمین قطعات و خدمات، توزیع کافی سوخت، واقعیسازی هزینه بیمه و عادلانهسازی عوارض جادهها»، خواستههایی کاملاً منصفانه است. ولی در چهارچوب نظم فاسد جمهوری اسلامی امیدی به تحقق آنها نیست.
همزمان، نانوایان نیز از ۲۷ اردیبهشت اعتراضات خود را در واکنش به خلف وعدههای دولت، پرداختنشدن کمک معیشتی، ناکارآمدی سامانه نظارت و توزیع آرد و نان، و همچنین خسارات ناشی از قطعهای مکرر برق آغاز کردهاند. این اعتراضات بهحق، بازتاب نارضایتی عمیق در میان اقشار تولید کننده و زحمتکش کشور است.
شورای ملی تصمیم بیکفایتی و سیاستهای رژیم و تصمیمات خامنهای را عامل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم ایران میداند و از خواستهای بر حق کامیونداران و نانوایان پشتیبانی میکند. در ضمن از تمامی فعالان صنفی دعوت میکند که اعتصابات خود را با هوشمندی و برنامهریزیهای هدفمند دنبال کنند؛ بهگونهای که امکانات رژیم، از جمله نیروهای سرکوب و مراکز کلیدی اقتصادی وابسته به نهاد ولایت فقیه، هدف قرار گیرد، و در عین حال از آسیب به منافع صنفهای دیگر جلوگیری شود.
همچنین، شورای ملی تصمیم بر ضرورت تشکلیابی، انسجام و همبستگی میان تمامی اقشار و صنوف کشور تأکید میورزد. تنها یک نیروی متحد، متشکل و همراستا میتواند رژیم ولایت فقیه، و بازوی نظامی و اقتصادی آن، سپاه پاسداران را، که شریانهای حیاتی اقتصاد ایران را در اختیار دارد، وادار به عقبنشینی و تسلیم در برابر اراده ملت کند.
شایسته است که اپوزیسیون ایران، بهویژه، از اعتصابکنندگان و خانوادههای آنان حمایت نموده و برای مساله ایجاد صندوق حمایت از اعتصابکنندگان و خانوادههایشان اقدام نماید.
در این لحظه تاریخی، سرنوشت و نجات ایران در دستان مردمی است که با اتحاد، آگاهی و جسارت، راه رهایی را هموار خواهند کرد.
کشف توانمندی ها: گام اول برای استقلال درونی و استقلال اجتماعی!
تا حالا شده از خودتون سوال کنید «من تو چه زمینه ای قوی هستم؟» یا اینکه « چه چیزی من رو منحصر به فرد میکنه؟» این ویدیو دربارهی اهمیت “کشف توانمندی ها” از نگاه کاردرمانیه: شناسایی توانایی های فرد برای رسیدن به استقلال و بهبود کیفیت زندگی
“تو” میتونی! فقط کافیه خودت رو در زندگیت ببینی و توانمندی هات رو جدی بگیری !
آیا تحریم و فشار خارجی ابزار مناسبی برای تغییر در ایران هستند؟
۱. مقدمه: دوگانهای پرهزینه و پُرچالش
بحث دربارهی تحریمها و مداخلات خارجی، اعم از اقتصادی یا نظامی، از جمله موضوعات اختلافبرانگیز در میان جریانهای مختلف اپوزیسیون ایران است. پرسش اصلی اینجاست: آیا چنین ابزارهایی به تغییر واقعی منتهی میشوند، یا صرفاً بحران، سرکوب و وابستگی را تعمیق میکنند؟
۲. تجربه جهانی: هزینههای سنگین، دستاوردهای اندک
الف) تحریمهای اقتصادی – تجربهی ایران، عراق، ونزوئلا
در کشورهای مختلف، از عراق دهه ۹۰ تا ایران و ونزوئلا در دهههای اخیر، تحریمها نهتنها به تضعیف رژیمهای اقتدارگرا نینجامیدند، بلکه منجر به:
گسترش اقتصاد غیررسمی و فساد سیستمی
تضعیف جامعهی مدنی و طبقهی متوسط
تقویت نهادهای امنیتی و سرکوبگر شدهاند
در ایران، تحریمهای فلجکننده پس از ۲۰۱۲، نه تنها منجر به سقوط حکومت نشد، بلکه موجب گسترش قدرت سپاه و شبکههای شبهدولتی گردید.
ب) مداخله نظامی – عراق، لیبی، افغانستان
مداخلات نظامی نیز نتایجی ویرانگر به همراه داشتهاند:
عراق پس از سقوط صدام، وارد چرخهای از خشونت، تروریسم و جنگ داخلی شد
لیبی، با وجود مداخلهی ناتو، به دولتهای چندپاره و بیثباتی سیاسی کشیده شد
افغانستان، با وجود دو دهه حضور نظامی غرب، بار دیگر تحت کنترل طالبان قرار گرفت
نتیجهی مشترک این تجارب: بدون نیروی جایگزین داخلی و ساختار سیاسی منسجم، تغییر خارجی منجر به فروپاشی اجتماعی میشود، نه گذار دموکراتیک.
۳. الگوی جمهوری اسلامی: مسیر کره شمالی؟
ایران، همچون کره شمالی، نشان داده است که میتواند تحریمها را دور بزند و حتی در دل بحران اقتصادی، ساختار سرکوب خود را تقویت کند. حکومت با بهرهبرداری از شعار «دشمن خارجی»، مشروعیت اقدامات خود را بازتولید کرده و منابع محدود را صرف حفظ خود کرده است، نه رفاه عمومی.
۴. خطای راهبردی: تحریم بدون بدیل
تحریم اگر با استراتژی سیاسی مشخص و نیروی جایگزین همراه نباشد، تنها به:
انزوای جامعهی مدنی
تخریب زیرساختهای اجتماعی
و تشدید کنترل حکومت منتهی میشود.
در چنین شرایطی، مردم آسیب میبینند اما رژیمها با گفتمان امنیت و تهدید خارجی، بقای خود را تمدید میکنند.
۵. پاسخ به استدلال “تحریم برای قطع منابع سرکوب”
برخی بر این باورند که تحریم ابزار مناسبی برای قطع منابع مالی جمهوری اسلامی در حمایت از سرکوب و تروریسم منطقهای است. اما تجربهها نشان داده:
فشار اقتصادی رژیم را تضعیف نکرده، مردم را فقیرتر کرده است. در ایران، سوریه، کوبا و کره شمالی، حکومتها با شدت عمل بیشتر و استفاده ابزاری از “دشمن خارجی” اقتدار خود را حفظ کردهاند.
تحریمها اولویت را از جامعه به امنیت رژیم منتقل میکنند. در نتیجه، بودجهی آموزش، سلامت و فرهنگ کاهش مییابد، اما بودجهی سرکوب نه.
اقتصاد تحریمی، بستر فساد، رانت و بیشفافیتی است. نظامهای مافیایی، قاچاق، پولشویی و دور زدن تحریمها تقویت میشوند و نظارت عمومی تضعیف میگردد.
تحریم، بدون بدیل داخلی، فقط نارضایتی خشمآلود تولید میکند. و این خشم، بدون سازماندهی، ممکن است به افراطگرایی، بیثباتی یا سرکوب بیشتر منجر شود.
6. مسیر جایگزین: از تخریب به تغییر
راهکار پایدار در همافزایی نیروهای دموکراسیخواه داخلی و خارجی نهفته است. سه گام کلیدی:
ایجاد بدیل سیاسی فراگیر و قابل اعتماد که بخش بزرگی از جامعه را نمایندگی کند
سرمایهگذاری در آگاهیبخشی و نافرمانی مدنی سازمانیافته
تقویت گفتمان دموکراسی، استقلال و حق تعیین سرنوشت بدون اتکا به مداخلهی خارجی
اگر اپوزیسیون به جای اتکا به ابزار بیرونی، بر اتحاد و انسجام تمرکز کند، میتواند به نیرویی مؤثر برای تغییر بدل شود.
راهحل:
اتحاد نیروهای دموکراسیخواه، اعتمادسازی، و تمرکز بر نیروی مردم. تا زمانی که نیروهای مدنی و سیاسی سازماننیافته و پراکنده باقی بمانند، تحریم به تغییر نخواهد انجامید. اما اگر جنبشی ملی، شفاف، و دارای برنامه شکل بگیرد، تغییر بدون وابستگی خارجی ممکن خواهد بود.
7. جمعبندی
تحریمها و جنگ نهتنها باعث تضعیف حکومت نشدهاند، بلکه توان سرکوب آن را افزایش دادهاند.
مداخلهی خارجی در غیاب بدیل ملی و مردمی، خطر آشوب، تجزیه و وابستگی را در پی دارد.
تنها راهحل پایدار مشارکت آگاهانهی مردم، اتحاد نیروهای دموکرات، و شکلگیری بدیلی درونی است.
در نهایت، تحریم و مداخلهی خارجی نه ابزار مؤثر، نه راهحل پایدار و نه گزینهای اخلاقی برای تغییر در ایران هستند. مسیر گذار به دموکراسی از درون جامعه، با اتحاد، آگاهی و مشارکت میگذرد، نه با فشار، تحقیر و ویرانی از بیرون.