روز جهانی مبارزه با کار کودک، که هر سال در ۱۲ ژوئن گرامی داشته میشود، فرصتی است برای بازاندیشی درباره وضعیتی ناعادلانه که در آن میلیونها کودک بهجای تحصیل، بازی و رشد سالم، درگیر کارهای طاقتفرسا هستند. پدیده کار کودک، بیش از آنکه یک معضل فردی یا خانوادگی باشد، نشانهای از شکافهای عمیق اقتصادی، اجتماعی و حقوقی در جهان معاصر است.
براساس گزارش مشترک سازمان بینالمللی کار (ILO) و یونیسف در سال ۲۰۲۳، حدود ۱۶۰میلیون کودک در جهان بهعنوان نیروی کار به کار گرفته شدهاند. این بدان معناست که از هر ده کودک در جهان، یک نفر در حال کار است. نیمی از این کودکان – نزدیک به ۸۰ میلیون نفر – در مشاغلی فعالیت دارند که بهصورت مستقیم سلامت جسمی و روانی آنها را تهدید میکند؛ مشاغلی نظیر کشاورزی با مواد سمی، کار در معادن، کارگاههای غیرایمن، حمل بار سنگین، زبالهگردی یا بهرهکشی جنسی.
اگرچه در دهههای گذشته کاهش تدریجی در آمار جهانی کار کودک مشاهده شده بود، اما بحرانهایی نظیر فقر مزمن، جنگ، مهاجرتهای اجباری و شیوع بیماریهای فراگیر مانند کووید-۱۹، این روند را متوقف کرده و حتی در برخی مناطق معکوس کرده است.
آمار رسمی و جامع درباره تعداد کودکان کار در ایران در دسترس نیست، اما برآوردها از وجود ۳تا ۷ میلیون کودک کار حکایت دارد. بخش قابل توجهی از این کودکان در کلانشهرها، بهویژه در حاشیه شهرها، حضور دارند و به فعالیتهایی مانند دستفروشی، زبالهگردی، گلفروشی، نظافتکاری یا کار در کارگاههای غیررسمی مشغولاند.
بسیاری از کودکان کار در ایران مهاجرند یا از خانوادههایی با هویت حقوقی نامشخص میآیند. کودکانی که شناسنامه ندارند، از آموزش رسمی محروم میمانند و در نتیجه بیش از پیش در چرخه کار گرفتار میشوند. همچنین بخشی از کودکان کار در مشاغل خانگی یا کشاورزی خانوادگی فعالیت میکنند که غالباً از نظارت قانونی مصون مانده است.
کار کودک پدیدهای است ریشهدار که از ترکیب مجموعهای از عوامل اقتصادی، فرهنگی، قانونی و اجتماعی ناشی میشود: اصلیترین دلیل کار کودک، فقر خانواده و نیاز به درآمد مکمل است. وقتی تحصیل پرهزینه یا بیکیفیت است، کار کردن برای کودک یا خانوادهاش “منطقیتر” به نظر میرسد. کودکانی که فاقد شناسنامه یا مدارک هویتیاند، عملاً از خدمات عمومی محروم میمانند. اعتیاد، خشونت خانگی، مهاجرت، و از همپاشیدگی خانوادهها از دیگر عوامل مهماند. در برخی جوامع، کار کودک بهعنوان بخشی از تربیت یا کسب تجربه پذیرفته شده و عادی تلقی میشود. نبود قوانین شفاف، یا اجرای ناقص قوانین موجود، زمینه را برای گسترش این پدیده فراهم میکند.
مبارزه با کار کودک نیازمند راهحلهایی چندلایه و پایدار است که هم به ریشههای ساختاری بپردازد و هم پاسخگوی نیازهای فوری کودکان و خانوادههایشان باشد از آن میان:.
۱. کاهش فقر و حمایت از خانوادهها – فراهمکردن نظامهای حمایتی هدفمند برای خانوادههای آسیبپذیر، ایجاد مشاغل پایدار برای والدین، حمایتهای مالی و اجتماعی از زنان سرپرست خانوار.
۲. آموزش رایگان، فراگیر و با کیفیت – حذف کلیه هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تحصیل، بازگرداندن کودکان بازمانده از تحصیل به سیستم آموزشی، تقویت آموزشهای غیررسمی برای گروههای خاص (مانند کودکان مهاجر).
۳. تضمین هویت حقوقی برای همه کودکان – صدور مدارک هویتی برای کودکان فاقد شناسنامه، اصلاح قوانین ثبت ازدواج و تولد برای گروههای حاشیهنشین و مهاجر.
۴. اصلاح نگرش فرهنگی و آگاهسازی جامعه – آموزش عمومی از طریق رسانه، نظام آموزشی و نهادهای مدنی، تغییر روایات فرهنگی درباره “مفید بودن” کار کودک، روایت داستانهای موفقیت از کودکانی که توانستهاند مسیر زندگیشان را تغییر دهند.
۵. تقویت قوانین و نظارت – بازنگری و اجرای کامل قوانین مرتبط با حقوق کودک، نظارت بر محیطهای کاری غیررسمی، برخورد قانونی با بهرهکشان از نیروی کار کودک.
۶. مشارکت نهادهای مدنی و مردمی – حمایت از سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزه کودکان، توسعه الگوهای حمایت مردمی از کودکان در معرض آسیب، ایجاد شبکههای محلی برای شناسایی، حمایت و بازتوانی کودکان کار.
کودکانی که کار میکنند، کودکی نمیکنند. کار کودک نه تنها حال، بلکه آینده را نیز قربانی میکند. اگر امروز نتوانیم این روند را متوقف کنیم، فردا با نسلی مواجه خواهیم شد که از آموزش، اعتمادبهنفس، و سلامت روانی محروم شدهاند.
مبارزه با کار کودک تنها مسئولیت دولتها یا سازمانهای بینالمللی نیست. این پدیده نتیجه تصمیمها، بیتفاوتیها، و سکوتهای ماست. تنها با ایجاد ساختارهایی عادلانهتر، آموزشمحورتر، و انسانیتر میتوانیم آیندهای بدون کار کودک بسازیم.
۱۲ ژوئن را تنها به یادآوری اختصاص ندهیم؛ آن را به نقطه شروعی برای اقدام، تغییر و همبستگی بدل کنیم.
۲۱ خرداد، زادروز کیان پیرفلک، بهجای آنکه روزی برای گرامیداشت زندگی کوتاه اما پرمعنای این کودک معصوم باشد، بار دیگر با جنایتی دیگر از سوی رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی همراه شد؛ رژیمی که نه تنها کیان را با گلوله سربازانش پرپر کرد، بلکه امروز مجاهد کورکور، جوان بیگناهی را که ابتدا متهم به قتل کیان شد و پس از اثبات بیگناهیاش با اتهامات ساختگی «محاربه و افساد فیالارض» مواجه گشت، در سالروز تولد کیان به طرز فجیعی اعدام کرد تا نماد تازهای از وحشتآفرینی بسازد.
مردم آزاده ایران، تا خامنهای، تجسم ضحاک زمانه، بر سر قدرت است ماشین اعدام متوقف نمی شود. با هر امکانی که دارید به اعدام ها در ایران اعتراض کنید.
شورای ملی تصمیم با تمام قوا این جنایت برنامهریزیشده و نمادین را که با هدف ایجاد رعب و وحشت و جلوگیری از خیزش مردم در آستانه توافقات پشتپرده با غرب انجام شده، محکوم میکند. هدف این توافقات نه تأمین منافع ملت ایران، بلکه حفظ ماشین سرکوب جمهوری اسلامی و بستن فضای اعتراضات مردمی است.
ما بارها هشدار دادهایم: رژیم تنها در سایه تفرقه در میان نیروهای اپوزیسیون و پراکندگی در صفوف مردم میتواند چنین جنایاتی را مرتکب شود. ادامه این وضعیت تنها به رژیم فرصت بقا میدهد.
فشار بر خانوادههای دادخواه همچون خانواده پیرفلک و کورکور، گواه آن است که جمهوری اسلامی از هیچ جنایتی برای خاموشکردن صدای حقیقت دریغ نمیکند. صدای مادر کیان و خواهر مجاهد کورکور، که با شجاعت دست در دست یکدیگر برای دادخواهی ایستادند، پژواکی است از آرمان آزادی و عدالت در دل مردم ایران.
ما به صراحت اعلام میداریم:
زمان محکومکردنهای پراکنده و بیاثر به سر آمده است.
راه گذار از این حکومت جنایتکار تنها با اتحاد، همکاری و مبارزهی همهجانبه تمامی نیروهای دموکراسیخواه میسر است.
تنها با سازماندهی، همبستگی و اقدام عملی است که میتوان به پیروزی رسید.
ما در کنار خانوادههای دادخواه، صدای عدالت، و در کنار مردم ایستادهایم.
امروز دوشنبە ١٤٠٤/٣/١٩ جلسە رسیدگی بە اتهام ١٥ نفر از فعالان صنفی و اعضای انجمن صنفی معلمان سنندج، در شعبە ١٠٩ کیفری دادگاە سنندج مطابق ابلاغ قبلی تشکیل گردید. البتە بنا بە نظر قاضی پروندە، دادگاهی امروز برای ١٠ نفر از ١٥ نفری کە احضار شدە بودند، بە قرار زیر برگزار شد:
این افراد پیشتر سابقە بازداشت داشتند و پیامک احضاریه از سوی قوە قضائیە برای آنان ارسال شدە بود. در این جلسه، ایشان با حضور و همکاری وکلای محترم پروندە، آقایان دکتر جوامیر عبدالهی و دکتر طاهر توحیدی، از خود دفاع کرده و خطرات ناشی از بیتوجهی به بزرگترین نهاد آموزشی کشور و گسترش نگاه امنیتی به این نهاد مهم را گوشزد نمودند؛ آنان از شأن و جایگاه آموزش، معلم و دانشآموز، و حقتحصیل باکیفیت و رایگان دفاع کردند.
بسیاری از فعالین احضارشدە، علاوه بر این پرونده، در دادگاە انقلاب و نیز هیئت رسیدگی بە تخلفات اداری آموزش و پرورش استان دارای پروندههای باز هستند و با احکامی چون اخراج، انفصال دائم از خدمات دولتی، تبعید، بازنشستگی پیش از موعد، محرومیت از پستهای اداری و… مواجهاند.
لازم بە ذکر است کە تعدادی از همکاران از شهرهای سقز، دیواندرە و مریوان خواهان حضور و همراهی با معلمان احضارشدە بە دادگاە بودند، اما با توجه به اصرار معلمین سنندج و هشدار نسبت به خطرات تردد در جادههای غیراستاندارد استان، از حضور آنان ممانعت به عمل آمد. با این حال، همچنان تعدادی از فعالین صنفی و مدنی شهر سنندج با حضور در دادگاه حمایت خود را از همکاران احضارشدە اعلام داشتند
📌 پن: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، تمامقد از معلمان شریف سنندج که به دلیل ایستادگی در برابر ظلم، فقر آموزشی و سیاستهای ناعادلانه تحت تعقیب قرار گرفتهاند، حمایت میکند. این شورا، احضارها و محاکمات فعالیت صنفی معلمان را بخشی از پروژهی سرکوب جنبش معلمان میداند و اعلام میکند که جرم این همکاران، چیزی جز دفاع از حق آموزش رایگان، منزلت شغلی، و آیندهای انسانی برای دانشآموزان نیست.
وقتی که این گزارشگفتوگو منتشر میشود، بیش از ۱۰ روز از اعتصاب کامیونداران گذشته است. تعدادی از کنشگران این حرکت صنفی بازداشت شدهاند و به نظر میرسد که جمهوری اسلامی در پی سرکوب این حرکت صنفی است.
از سوی دیگر، بعد از گستردهتر شدن این اعتصاب در شهرهای مختلف ایران و حمایت دیگر گروههای صنفی از اعتصاب کامیونداران، بخشهایی از اپوزیسیون هم به میدان آمدهاند. اگرچه نیروهای حقوق بشری مختلفی نیز از این حرکت صنفی حمایت کردهاند، اما برخی از گروههای اپوزیسیون با موضعگیریهایی، مطالبهمحور بودن این اعتصابها را به اهداف سیاسی مورد نظر خود تغییر دادهاند؛ اقدامی که پیشتر هم شاهد آن بودیم.
آیا با توجه به تجربههای پیشین و سرکوب حرکتهای صنفی مختلف توسط جمهوری اسلامی، میتوان نقدی به نوع حمایتگری برخی از گروههای اپوزیسیون به حرکتهای صنفی وارد کرد؟ از سوی دیگر، وجوه مشترک و پیوند میان اعتصاب کامیونداران با دیگر حرکتهای صنفی چیست؟
«محمد حبیبی»، فعال صنفی معلمان در گفتوگو با «ایرانوایر»، ضمن ارزشمند دانستن حرکت مطالبهمحور کامیونداران، میگوید که بخشی از اپوزیسیون ایران گرفتار سادهسازی امر مبارزه و نادیده گرفتن مطالبههای صنفی شده است که میتواند بهمثابه خطای راهبردی، جامعه را به سمت انفعال و سکوت بکشاند و همزمان، تغییرات جامعه ایران از چشم اپوزیسیون و رسانهها دور مانده است.
تا روز دهم اعتصاب کامیونداران، شش تشکل استانی «انجمن فرهنگیان هرسین»، «انجمن صنفی معلمان فارس و اسلامآباد غرب»، «کانون فرهنگیان اسلامشهر»، «کانون صنفی معلمان تهران» و «انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته کرمانشاه»، در حمایت از این حرکت صنفی بیانیه دادهاند. همچنین «شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران» بهعنوان تشکل کشوری نیز بهصورت جداگانه، بیانیهای حمایتی صادر کرده است.
مطالبهمحور بودن با طرح خواستههایی مشخص را، میتوان از جمله اشتراکات جنبشهای صنفی دانست. همچنین، حضور پیوسته آنها در خیابان به عنوان عرصهای عمومی که همواره مورد سرکوب جمهوری اسلامی بوده است. به طوری که بنا به تحلیل محمد حبیبی، از نظر حاکمیت، «خیابان» همواره باید در اختیار او باشد تا با نمایش حضور طرفداران خود، مشروعیت خود را به نمایش بگذارد. در حالی که تداوم حرکتهای صنفی در عرصه عمومی، خیابان را عادیسازی کرده است، که خود از وجوه چشمگیر و موثر این جریانها است.
این فعال صنفی ضمن پرداختن به وجوه مختلف اعتصاب کامیونداران در پیوند با جنبشهای صنفی دیگر، همچنین نقد اپوزیسیون در بهرهبرداری سیاسی از حرکتهای صنفی، پیشبینی میکند که اعتصاب کامیونداران سرکوب خواهد شد. بهطوری که نیروهای امنیتی همواره در برخورد با جنبشهای مطالبهگر الگوی ثابتی داشتهاند؛ یعنی «سرکوب میکند، افراد اثرگذار و مهم را بازداشت میکند، بخشی از این مطالبات را هم با فاصله زمانی میپردازد که آن را نتیجه اعتصابات برداشت نکنند. اما در آینده شاهد یک حرکت جدید و رو به جلو خواهیم بود. این پیشروی خطی نیست، بلکه سینوسی است و بالا و پایین دارد.»
محمد حبیبی در این گفتوگو به وجوه مختلف «بلوغ اجتماعی» جامعه ایران، شکلگیری فرهنگ و جامعهای موازی به دور از هیاهوی رسانهای و سیاسی و همینطور خطاهای راهبردی بخشی از اپوزیسیون میپردازد. او همچنین، نقشهراهی میدهد برای چگونگی حمایت از جریانهای صنفی، تا بتوان بهجای عقیمسازی آنها، رشدشان و همهگیرشدنشان را دامن زد.
بلوغ اجتماعی جامعه ایران بهویژه پس از جنبش ژینا
محمد حبیبی در گفتوگو با ایرانوایر میگوید که به باور او اگرچه تاکنون اعتصابهای میان کارگران حوزه حملونقل جریان داشته است، اما هیچگاه به چنین گستردگی نرسیده بود. او میگوید این مساله بیانگر شکلگیری نوعی از بلوغ اجتماعی در سطح جامعه ایران است: «این بلوغ اجتماعی، خصوصا پس از جنبش “زن، زندگی، آزادی” در حال شکلگیری و تثبیت بیشتری است. تکرار چنین حرکتهای جمعی در اقشار مختلف از جمله کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران و کامیونداران، بیانگر آن است که جامعه به این درک رسیده است که اگر میخواهد به مطالبهای برسد، راهی جز متشکل شدن و برخورداری از پیوستگی ندارد.»
او همچنین یادآور میشود که وقتی مجموعه نهادهای امنیتی، انتظامی، رسانههای وابسته به حاکمیت و حتی دولت و سخنگو این نهاد سیاسی به مساله اعتصاب کامیونداران وارد میشوند و «سعی در توجیه یا توضیح آن دارند»، به این معناست که این اعتصابها حرکتی گسترده بوده است.
«مطالبهگری» و «استفاده از روشهای مدنی و مسالمتآمیز» و همچنین «حضور پیوسته در خیابان»، از جمله وجوه مشترک جنبشهای مطالبهگری مورد توجه محمد حبیبی است: «تداوم تجمعات هفتگی بازنشستگان با وجود نقد به پراکندگی حرکتهای آنها، بیانگر اهمیت و اثرگذاری این حرکت است. تمامی این جنبشهای صنفی و مطالبهگری از روشهای مدنی و مسالمتآمیز استفاده میکنند و در بستر مبارزات خشونتپرهیز اتفاق میافتند.
از سوی دیگر، این جنبشها همگی مطالبهمحور هستند، یعنی تمرکز خود را روی یک سری از مطالبات و خواستههای صنفی قرار دادهاند که مشخصا در آن صنف، یا قشر اجتماعی وجود دارد. البته بین این مطالبات صنفی، مطالبات عمومی مشترک هم هست؛ مثل خواست متشکلشدن و حق تشکلیابی.
و در واقع، این خواسته مشترک متشکلشدن، یعنی حق تشکلیابی، مطالبهای است که عموما در تمامی جنبشها وجود دارد و مطالبهای عمومی برای تمامی اقشار جامعه بهشمار میرود. بهعنوان نمونه، معلمان به خاطر خاستگاه آموزشی، مطالباتشان به مدرسه بازمیگردد، ولی علاوه بر مطالبات صنفی، مطالبهای عمومیتر و مدنیتر را هم همواره مورد تاکید خود قرار دادهاند؛ یعنی آموزش رایگان.»
محمد حبیبی ادامه میدهد: «از سوی دیگر، تمامی این جنبشها با وجود فشاری که از سوی حاکمیت و نیروهای امنیتی مواجه هستند، تداوم دارند و هر چندوقت یکبار بخشی از اقشار اجتماعی به صحنه میآیند و مطالبه خود را ارایه میدهند که نشاندهنده همان بلوغ اجتماعی است.»
بنا به پیشبینی این فعال صنفی، اگرچه اعتصاب کامیونداران سرکوب خواهد شد، اما در آینده حرکتهای دیگری هم از سوی دیگر اقشار اجتماعی به وجود خواهد آمد. اما رسیدن به پیوند میان جنبشهای مطالبهگر، نیازمند زمان و افزایش بلوغ اجتماعی است: «خود این اقشار اجتماعی به این جمعبندی میرسند که حتی رسیدن به مطالبات صرفا صنفی خود آنها، بدون این پیوند بهدست نمیآید. اما نه پیوندی تصنعی و ظاهری، بلکه برآمده از بطن جامعه.»
آسیبهای سادهسازی مبارزه در ایران، توسط اپوزیسیون ایران
در روزهای اخیر و در تداوم اعتصاب کامیونداران، برخی از جناحهای سیاسی اپوزیسیون ایران، این اعتصابات را منجر به براندازی جمهوری اسلامی خواندهاند، یا حتی از آن به عنوان زمینهای برای شکلگیری انقلاب یاد کردهاند. به طوری که انگار اگر حرکتی صنفی و مطالبهمحور باشد و بر امور زیست اقشار اجتماعی تمرکز کند، ارزش حمایت و پرداختن ندارد، بلکه صرفا بایستی همسو با گروههای سیاسی و با شعار براندازی جمهوری اسلامی باشد.
محمد حبیبی با رویکردی منتقدانه به این نوع نگرش، معتقد است که اپوزیسیون ایران امر مبارزه را سادهسازی میکند. او با مثال از «جنبش ژینا» میگوید که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز همین سطحینگری به امر مبارزه، ضربههایی را متوجه اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ نیز کرد.
در حالی که اعتصاب کامیونداران صرفا مطالبات صنفی در امر معیشت و زیست آنها را شامل میشود، محمد حبیبی یادآور میشود که بعد از جنبش ژینا هم تا حدودی در فضای سیاسی اجتماعی ایران بهویژه در بخش رسانههای فارسی و شبکههای اجتماعی که هژمونی هم پیدا کرد؛ بیمعنا کردن مطالبات معیشتی و صنفی بود.
محمد حبیبی تصریح میکند: «این یک خطای راهبردی بود که بخشی از جریان اپوزیسیون بهشدت به آن دامن زد. اتفاقا همین خطای راهبردی به نفع سیستم جمهوری اسلامی و به نفع نیروهای امنیتی و کنترلکنندهاش بود. در حالی که این جامعه بهشدت زیر فشار اقتصادی قرار دارد. بنا به آمار رسمی، بالای ۷۰درصد جامعه زیر خط فقر قرار دارد و هر سال ۱۰ هزار کودک به خاطر مساله معیشت، از چرخه آموزش خارج میشوند.
ما الان با یک میلیون کودک بازمانده از تحصیل مواجهیم که حتی در مقایسه با کشورهای پیرامونی، نشاندهنده یک بحران در حوزه زیست جامعه ایرانی است. وقتی به این جامعه میگویید مطالبه معیشتی و صنفی اشتباه است، خطای راهبردی را کانالیزه میکنید و جامعه را به سمتی میبرید که نهایت آن انفعال، سکوت و درجا زدن است.»
شکلگیری فرهنگ و جامعهای موازی در غیاب رسانهها و اپوزیسیون
به باور محمد حبیبی، در چنین شرایطی، آنچه از نگاه رسانهها، شبکههای اجتماعی و اپوزیسیون بهدور است، شکلگیری فرهنگ و جامعهای موازی است. به طوری که «جامعه به این جمعبندی رسیده است که نه میتواند به حکومت امیدی داشته باشد و نه آنچه اپوزیسیون به آن میپردازد. بلکه خود جامعه، خودش را به جلو میبرد.»
این فعال صنفی که ناظر تحولات اجتماعی در بطن جامعه ایران است، توضیح میدهد: «مساله کمی نیست که زنان، بهويژه بعد از جنبش ژینا، بدون آنکه از چهارچوبهای اجتماعی خارج شوند، به شکل مسالمتآمیز [مبارزه خود را] ادامه دادند و موفقیتهای بزرگی را در مواجهه با سیستم امنیتی و سرکوب در امر حجاب اختیاری به دست آوردند.»
او در نمونهای دیگر، به فیلم «یک تصادف ساده» به کارگردانی «جعفر پناهی» میپردازد که به تازگی جایزه «نخل طلایی» جشنواره «کن» را از آن خود کرد و این کارگردان پس از پایان جشنواره با وجود خطرات امنیتی، به ایران بازگشت: «اینکه فیلم پناهی و بازگشت او به ایران مورد استقبال جامعه قرار میگیرد، شکلگیری فرهنگی موازی است که ربطی به جریان اپوزیسیون ندارد، بلکه در بطن جامعه اتفاق میافتد.
ما در بطن جامعه تئاتر زیرزمینی، سینما و موسیقی زیرزمینی داریم. فضاهای مستقل فرهنگی و آموزشی داریم. متاسفانه این موارد را رسانهها و شبکههای اجتماعی نمیبینند و نمیتوانند اهمیت آن را درک کنند. در حالیکه اتفاق بسیار مهمی است.»
محمد حبیبی تاکید میکند که شکلگیری تغییرات تدریجی درون جامعه ایران، چون در بطن جامعه اتفاق میافتد، ربطی به جریانات سیاسی داخل و خارج از کشور به معنای جریان سیاسی اپوزیسیونی، یا اصلاحطلبی ندارد، بلکه «تغییرات، کاملا واقعی و پایدار خواهند بود.»
با چنین رویکردی، این فعال صنفی به مساله اعتصاب کامیونداران برمیگردد: «اتفاقی که در دل جامعه کامیونداران افتاده و حرکت متشکلی که ایجاد شده، برخاسته از همین بلوغی است که در سطح جامعه اتفاق افتاده است.»
چگونگی حمایت موثر از جنبشهای صنفی توسط رسانهها و جریانهای سیاسی
محمد حبیبی معتقد است که اگر رسانهها و جریانات سیاسی با پذیرش استقلال حرکتهای صنفی و مطالبهگر، بدون دخالت و بدون ارائه رهنمود و بدون نفوذهایی که میتواند این جنبشها را عقیم کند، از منظر حقوق بشر و صنفی، با به رسمیت شناختن مطالبات آنها، باعث انعکاس بیشتر صدای ایشان در جامعه و حتی در سطح جهانی باشند، میتوانند موثر و حمایتگرعمل کنند.
او معتقد است هرکجا که نیروهای سیاسی تلاش میکنند از حرکتهای مطالبهگر بهرهبرداری سیاسی کنند، هم پیوستگی درونی جنبشها را به خطر میاندازند و هم به نیروهای امنیتی بهانه برای سرکوب بیشتر میدهند: «در حالی که هر حرکت صنفی، یک حرکت سیاسی است. اما فرق اساسی وجود دارد که ما سیاست را بهمثابه جامعه درک کنیم، یا بهمثابه قدرت.»
سیاسی بودن حرکتهای مطالبهمحور با چنین نگرشی از سوی محمد حبیبی، حرکتهای جامعهمحور هستند که تمرکزشان بر قدرتمندتر شدن جامعه و افزایش توانمندیهای آن است، که در این صورت، میتواند موفقیتآمیز شود: «ولی اگر این حرکتها صرف مبارزه با هسته سخت قدرت که جریانهای سیاسی مختلف مثل اصلاحطلبان که به دنبال اصلاح و تغییر به قول خودشان تدریجی و درونی هستند، یا اپوزیسیون که به دنبال تغییر ناگهانی است مورد سواستفاده قرار گیرد، این جریانها شکست میخورند.»
در پایان این گفتوگو، محمد حبیبی یادآور میشود که بایستی جامعهمحور بودن چنین جریانها و جبنشهایی را درک کرد، استقلال آنها را پذیرفت و به باور خودش مهمتر از همه، جامعه ایران برای رسیدن به فرآیند دموکراسی راهی ندارد بهجز قدرتمند شدن، متشکل شدن و تقویت فضاهای مستقل اجتماعی که در حال شکلگیری و گسترش است.
گفتگو:
🎥 بیش از ۱۰ روز از اعتصاب کامیونداران گذشته است. تعدادی از کنشگران این حرکت صنفی بازداشت شدهاند و به نظر میرسد که جمهوری اسلامی در پی سرکوب این حرکت صنفی است.
از سوی دیگر، بعد از گستردهتر شدن این اعتصاب در شهرهای مختلف ایران و حمایت دیگر گروههای صنفی از اعتصاب کامیون… pic.twitter.com/lCqEGKHA5j
اتحادیه تشکل های کامیون داران و رانندگان سراسر ایران در 24 اردیبهشت فراخوان اعتصاب سراسری را از اول خرداد ماه در اعتراض به افزابش نرخ بیمه و سهم کمیسیون باربری ، کاهش یارانه سوخت ، افزایش هزینه های تعمیرات، قطعات و عوارض جاده ای ، مشکل دریافت ویزا و مجوزهای کار بین المللی به دلیل تحریم ها و وضعیت نامناسب زیرساخت های جاده ای اعلام کرد. اعتصاب اما زودتر آن از 29 اردیبهشت از بندر عباس رقم خورد و تا امروز به بیش از 163 شهر ایران گسترش یافته است. اتحادیه کامیون دارن در آخرین اطلاعیه خود تاکید کرده است که اعتصاب را تا تحقق کامل درخواست ها و آزادی همکاران بازداشت شده ادامه خواهد داد.
عمق نارضایتی ساختاری و اقتصادی در جامعه ایران و ناکارآمدی حاکمیت آخرالزمانی دزد سالار علت اصلی اعتصاب کامیونداران است و فریاد و اعتراض آنها درد مشترک بخش های وسیعی از جامعه کار و گروه های مختلف اجتماعی ایران می باشد. حکومت اسلامی در طول 46 سال زمامداری، همه اقشار اجتماعی ایران را به فرودستی و محرومیت از یک زندگی ساده و متعارف کشانده است و گلوی زندگی را با تورم و گرانی و بی آبی و بی برقی هر روز بیشتر می فشارد و کرامت انسان ایرانی را زیر پا می گذارد.
حمل و نقل یکی از شاهرگ های اصلی اقتصاد ایران است. 97 درصد چرخش کالا در ایران روی دوش جامعه کامیونداران است، از حمل و نقل مواد غذایی گرفته تا حامل های انرژی، صنعتی و تجاری. از همین جا می توان به وزن و اهمیت این گروه اجتماعی پی برد. ادامه این اعتصابات و گسترش ان می تواند به فلج کردن کشور بیانجامد.
حکومت اسلامی به شیوه همیشگی تا کنون در مقابل این اعتصاب یزرگ و مطالبات صنفی و انسانی آنان، سکوت و سرکوب خبری را پیشه کرده و به بازداشت تعداد زیادی از رانندگان و فعالین رسانه ای پرداخته است. رسانه های نزدیک به سپاه پاسداران اعتصابیون را تحریک شده توسط دولت های خارجی و به اختلال در شبکه توزیع کالاهای کشاورزان متهم کرده اند و دادستان “کازرون” با صراحت تمام رانندگان اعتصابی را تهدید کرده است. وزیر راه و ترابری حکومت اسلامی که در رابطه با این اعتصاب مسئولیت مستقیم دارد، درست در این روزها به کشور عراق رفته تا در مورد آماده کردن جاده های اربعین به کشور عراق کمک کند! در مقابل ده ها شورای صنفی و گروه های مدنی مختلف، گروهی از زندانیان سیاسی، صدها شخصیت هنری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و شهروندان عادی داخل وخارج از کشور حمایت خود را از جامعه کامیون داران اعلام کرده اند و خواستار پیوستن به آنان شده اند.
اعتصاب صنف کامیونداران می تواند، با توجه به خشم و نفرت مردم به عرصه دیگری از همبستگی ملی تبدیل و موجب پیوستن دیگراصناف رنجدیده و ناراضی کشور به این حرکت شود، اگرحکومت اسلامی به درخواست های آنان بی توجهی کند. با توجه به زنجبره ابر بحران های موجود در کشور حکومت توان حل جدی این مشکل را هم نخواهد داشت واینگونه اعتراضات و اعتصابات می تواند دومینو وار تکرار شوند.
سازمان های عضو پیمان همکاری پشتیبانی خود را از اعتصاب کامیون داران اعلام میدارند و همراهی و پژواک اعتراض آنان را یخشی از مسئولیت شهروندی بحساب میاورند. پیمان همکاری اعتراض و اعتصاب کامیون داران و رانندگان کشور را حرکتی در امتداد مقاومت مدنی اقشار و گروه های اجتماعی مختلف برای رسیدن به رفاه، کرامت انسانی و یک زندگی عادلانه میداند و تاکید می کند که تنها راه رسیدن به یک زندکی انسانی و جامعه ای عاری از تبعیض، بزیرکشیدن حکومت اسلامی و استقرار یک دموکراسی سکولار در ایرانی است که متعلق به همه شهروندان آن باشد.
پیروز باد اعتصاب اتحادیه کامیون داران و رانندگان سراسر کشور
پیرور باد زن- زندگی- آزادی
سازمان های عضو پیمان همکاری 9 خرداد 1403 30 ماه مه 2025