سکولاريسم مردم سالاری را از انحرافات مذهبی و مسلکی باز خواهد داشت – مهدی دیبا

آگوست 18, 2022 | دسته‌بندی نشده

سرنوشت شوم هيچستان  جمهوری اسلامی هم اکنون در دست اراده مردم  ايران است. اين قلعه ی ضحاکان و ديوان در حصار سپاهيان کاوه ها بر خود می لرزد و در ترس خود در حال فروريزی است.
نبرد نهايي عليه استبداد مذهبی اگر با همبستگی و آزاد منشی هر چه بيشتر و اصولی تر به ناورد آيد نتايج سياسی و اجتماعی آن در چشم انداز آينده ايران سازنده تر و پايدارتر خواهد بود، همچنانکه راه توسعه فرهنگی و اقتصادی را نيز هرچه بازتر برای نسل های آينده خواهد گشود. امروز اين چشم انداز روح ايرانی نه تنها فقط يک آرمان وتصور نيست بلکه واقعيتی است نيرومند که در اراده ی مصمم ايرانيان برای ريشه کن کردن استبداد سياسی و تاسيس يک نظام دمکراتيک و سکولار به جای آن، در تمام ابعادش در نبرد تاريخ با ناتاريخ ظهور کرده است و ساربانی کاروان تحول و تجدد را بدست گرفته است.
چهل و چهار سال پس از رخداد فاجعه سال پنجاه و هفت، تجربه ی دردناک آميزش مذهب با حکومت، گرانبها ترين فضيلت سياسی _ اجتماعی  در روحيه مردم ايران همچون ريشه های يک فرهنگ پايدار اجتماعی را پديد آورد . هرچند شکست بخشی از آرمانهای نسل گذشتگان ما که با روش های انقلابی به صحنه پيکار آمدند، انکار ناپذير است، ليک همت جوانمردانه، نيت آزاديخواهانه، همانطور شکست سياسی آنها، برای نسل جديد و حتی نسل آنان مملو از پند، آموزش و اندرزهای گرانبهای تاريخی است. با اين وجود کوشش های ناموفق ولی آزادی منش آنها را مي توان به عنوان مايه افتخار خود و کشور بررسي نمود .
هم اکنون دز سالگرد انقلاب مشروطه به موازات مبارزات دليرانه مردم کشور ما به همت نيرو هاي پر شور زنان و مردان افتخارآفرين ميهنمان، اقدامات مثبتی از سوی  مشروطه خواهان با گرایشات چمهوری و بادشاهی داحل و خارچ جهت اتحاد و همبستگی  بر پايه اصول مشترک سكولاريزم و دمکراتيک صورت گرفته است . بدين جهت در اين لحظات خطير، من به عنوان يك مشروطه خواه مخالف مشروغه وظيفه تمام نيروهای آزاديخواه و آزادمنش، در درون و برون مرز را در منسجم تر، متعهد تر و متحدتر کردن شاخه های متفاوت اين نبرد بر پايه های اصول مشترک ، هرچه بيشتر ضروری و حياتی می دانيم. وبدين سان، فراهم کردن شرايط برای بوجود آوردن اين سکوی اتحاد ملی را رسالت اساسی خود می دانم . این ارزو با تشکیل شورای ملی تصمیم ذز جال تجقق است .
اين وظيفه ورا حزبی و مسلکی، اين رسالت ملی و انسانی، تعهد تک تک ايرانيان به خصوص فعالان سياسی از تمام افق های فکری می باشد. دمکراسی از تفاوتها به وجود می آيد. تفاوت هايي که شايد هيچ پايه ايدئولوژيک و مکتبی مشترک نداشته باشند که نبايد هم داشته باشند. چنانکه سپهر دمکراسی از افق های متفاوت پديد می آيد و به همين دليل آسمانش زيباست، بايد پذيرفت که مشترکات در دمکراسی ميان اجزاء، عقيدتی نيست بلکه اصولی است، آن هم اصول ملی. اصول ملی هم کليتی است به مساوات و بدون هيچ داوری يا پيش داوری قومی، دينی، فرهنگی، جنسی يا طبقاتی و متعلق است به تمام اقشار جامعه و نه يک قشر يا گروه خاص.
اينچنين ، بی آنکه خود را کاشف مطلق حقيقت يا مالک مطلق دانش سياسی دانسته باشم، اعتقاد دارم جمهوری و پادشاهی مشروطه که اشکال و برداشت هايي از مديريت سياسی و رابطه ی قدرت هستند بدون روحيه دمکراتيک از فضيلت بی بهره خواهند بود. به بيان ديگر دمکراسی و حاکميت ملی ماورای هر روش و برداشت سياسی و مکتبی قرار دارد. همچنين بر اين باورم  به موازات اصل مردم سالاری، اصل جدايي دين از حکومت منشی است که پاسدار روحيه دمکراتيک خواهد بود. به معنای ديگر اين سکولاريسم است که مردم سالاری را از انحرافات مذهبی و مسلکی باز خواهد داشت. به همين دليل معتقدم که اصل پوسيده و نابهنگام مذهب رسمی بايد از قانون اساسی ايران برچيده و حذف شود. زيرا که مدنيت الهی ايرانيان برپايه اديان، مذاهب و باورهای گوناگون در طول تاريخ شکل گرفته است. و مهم تر از آن ، اينكه  مذهب يا هر باور الهی يا غير الهی امری شخصي است. و هيچ کس يا گروهی حق بهره برداری در جهت دسترسی، تقويت يا حفظ مقام يا منصب حکومتی – سياسی را از مذهب ندارد. و اين امر در قانون اساسی ایتده ايران بايد به عنوان جرم تعريف شود. و مورد تنبيهات قضايي لازم قرار بگيرد.
شكي نيست که روحيه دمکراتيک و سکولار بايد  منش هر شهروند و گروه اجتماعی باشد تا اتحاد، انسجام و صلح اجتماعی در کشور برقرار گردد. و اين روحيه ماورای هر ايدئولوژی و مکتب سياسی يا ديدگاه مکتبی عمل بکند. زيرا  آزادی را گوهری ورای مکتب و ايدئولوژی ميدانم ، همچنانکه  حق فردی شهروند را معيار دادگری و عدالت . بدين سان هرگونه برداشت غير آزادمنشانه (يعنی ضد گوهر فرد و شهروند) از دمکراسی و مردم سالاری از اين ديدگاه  به اتحاد، انسجام و توسعه ملی ضربه و ضرر می رساند.
مردم ايران پس از صد سال مبارزه و تلاشهای جانگداز و ارزشمند، بر پايه اين فضيلت و آگاهی که ساختار و محتوای نظام سياسی ايران بايد قبل از هر چيز بر دو اصل سكولار يسم و دمكراتيك (حاکميت دمکراتيک ملی و سکولاريسم) نهادينه شود، تنها معيار تشخيص و تصميم در تعيين شکل نظام آينده ايران هستند

در اين لحظه خطير و حساس تاريخ کشورمان و منطقه خاورميانه هرگونه برخورد بيگانه ( امريكا ) ستيز را نه تنها مفيد نمی دانم که حتی برای منافع ملت ايران، برای صلح و ثبات در منطقه و برای امنيت تمدن بشری  زيانبار و مخرب  دانسته ، قرار دادن هر عامل ديگري غير از حكومت نا جمهوري اسلامي را  به عنوان مانع اصلي پيشرفت ، صلح و دمكراسي را اشتباه جبران ناپذير مي دانم .
امروز که بانگ نبرد مردم ايران عليه استبداد مذهبی به گوش جهانيان و دنيای آزاد و مدرن رسيده است، امروز که واقعيت دمکراسی خواهی در مسير براندازی رژيم استبدادی ورای آرمان، همچون پديده فعال اجتماعی و تمدنی در ايران، برای نمايندگان رسمی و قانونی دنيای آزاد  از قدرت اجرائی تا بخش مقننه و حتی امنيتی – نظامی، مشخص و ثابت شده است، ديگر رسالت زنان و مردان در درون و برون مرز به تشويق جهان آزاد و صنعتی، به حمايت های معنوی، اخلاقی و سياسی از مبارزات مردم ايران، امری حياتی می نمايد، همانطور که تشويق جامعه جهانی به قطع هر گونه حمايت اقتصادی، نظامی و سياسی از کليت يا بخشهای معروف به اصلاح طلب از همين رسالت بر می آيد.
ائتلاف و همبستگی وسيع در راستای يک اتحاد ملی، برای براندازی استبداد مذهبی در ايران به عنوان اولين گام با هدف استراتژيک نيروهای دمکراسی خواه برای تاسيس يک نظام دمکراتيک و سکولار در ايران ضرورت فعلي اين مرحله از مبارزات مردم ما  است . اين همبستگی و ائتلاف برای يک اتحاد ، بر پايه اصول حاکميت دمکراتيک ملی و سکولار، ميان تمامی نيروهای مستقل سياسی ، می دانم.

زنده باد آزادی
پيروز باد مبارزات آزادمنشانه ی مردم دلير ايران

مقالات و مطالب دیگر از همین نویسنده. برای بازدید، لطفاً روی اسم نویسنده کلیک کنید

مهدی دیبا

0 Comments