دیدی واقعی تر به روند جنبش انقلابی کنونی – محمود عاشوری

اکتبر 29, 2022 | مقاله ها و دیدگاه ها

اکنون که دیگر کمتر کسی را میتوان یافت که جنبش کنونی ملت ایران را جنبشی انقلابی ننامد بهتر است با دیدی واقعی وقایع اخیر را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و همچنین نظری به آینده بیندازیم و خود را برای این وقایع آماده کنیم. این نوشته شَامل دو بخش میباشد در بخش نخست به تحلیل وقایع اخیر میپردازم و در نوشته دوم روند آتی آن خواهم پرداخت.

جنبش انقلابی کنونی که

۴۰ روز از شروع آن می‌گذرد واقعیت زیر را به ما میگوید:

 

۱–  جنبش انقلابی کنونی ایدئولوژیک نیست و هدف خود را سرنگونی کامل حکومت اسلامی قرار داده است.
منظور من از ایدئولوژیک نبودن جنبش انقلابی کنونی تمامیت خواه نبودن آن است. در طول
۴۰ روز خروش بی امان مردم میهن شما حتی یک شعار مذهبی یا ایدئولوژیک نمیبینید. تمام شعارها آزادیخواهانه و بر اساس مبانی حقوق بشرند. اهداف این جنبش که در شعارهای آن متمرکز هستند عبارتند از نابودی استبداد، سرنگونی حاکمیت اسلام سیاسی در ایران، دستیابی به آزادیهای سیاسی و اجتماعی و دستیابی به برابری حقوق زن و مرد. این اهداف جنبش کنونی مردم ما را به یکی از مترقی ترین جنبشهای انقلابی انسان معاصر تبدیل کرده است. اصرار و پافشاری مردم و جوانان عزیزمان بر این اهداف و شجاعت آنها در ابراز آنها و پیاده کردن این اهداف در خیابانها و کوچه و بازار علیرغم درندگی رژیم سفاک در سرکوب نشانی بارز بر پایداری بر اهداف مزبور تا پیروزی است. پایداری بر این اهداف آزادیخواهانه و برابری طلبانه انسانی نهادینه شدن آن را بعد از سرنگونی تضمین خواهد کرد. تاکید بر این اهداف در کف خیابان بطور روزمره آلترناتیو این جنبش را بعد از سرنگونی بطور بالقوه در بطن خود می‌پروراند. عمیق و گسترده بودن شعارها و خواستهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه به همه ما همچنین این پیام را میدهد که سازمانها و تشکلهای ایدئولوژیک و تمامیت خواه شانس بالایی در فردای سرنگونی جهت تسلط کامل و سوار شدن دوباره بر موج انقلاب نخواهند داشت.

 

۲–  جنبش انقلابی کنونی متمرکز نیست.
اعتقاد به نیرویی نامرعی در رهبری و هدایت جنبشهای انقلابی نشان از برخوردی غیر علمی با آن دارد. اما قبول روحی جمعی حاکم بر حرکتهای جمعی امری منطقی و علمی است. جنبشهای انقلابی مانند موجودی زنده در کلیت خود از گذشته تجربه میگیرد و راهی را برمی‌گزیند که تداوم و زنده بودن خود را تضمین کند. جدای از قبول کردن یا رد این دید تجربیات جنبشهای چهار دهه گذشته و خصوصیات منحصر بفرد حکومت اسلامی جنبش کنونی را به این نتیجه رسانید که بایستی برای تداوم خود روشی ِغیر متمرکز و محله محور را برگزیند. رژیم حاکم بارها نشان داده که برای سرکوب مردم به هیچ قانونی و حقوقی برای معترضان مسالمت جو پایبند نیست. خیزشهای سالهای
۸۸ و ۹۸ بعلت متمرکز بودن قبل از تثبیت خود به عنوان جنبشهای همگانی و گسترده بصورتی خشن سرکوب شدند. سرکوب و برگبار بستن جمعیت متمرکز با نیروی سرکوب خشن صد نفره با مسلسل برای رژیم خونخوار و داعشی همچون حکومت اسلامی بسیار راحت تر است.
مردم و جنبش و نسل انقلابی کنونی تجربه اعدامهای صدها نفره در هر روز را در سال شصت، اعدام بیش از
۴۰۰۰ زندانی سیاسی در یکماه در سال ۶۷ را در چنته خود دارد. جوانان شجاع جنبش انقلابی کنونی به رگبار بستن تضاهرات مسالمت آمیز آنهم از کمر به بالا و کشتار حد اقل ۱۵۰۰ نفر در آبانماه، پرتاب کردن دانشجویان از خوابگاه و به موشک بستن هواپیمای مسافربری را در چنته خود دارد. این جنبش میداند که سرکوب تظاهرات متمرکز اگر چه صدها هزار نفره برای رژیمی که بهترین تجربه را در کشتار دارد کاری ساده و عملی است. خیلی از تحلیلگران عدم تظاهرات میلیونی و متمرکز جنبش کنونی  را یکی از ضعفهای آن میدانند در حالی که بنظر من در موقعیت کنونی تظاهرات متمرکز و میلیونی برای این جنبش زهر است. برگبار بستن یک تظاهرات ۲۰۰ هزار نفره متمرکز خیلی راحت تر از برگبار بستن ۲۰۰ تظاهرات ۱۰۰۰ نفره است. این دوستان از برگبار نبستن تظاهرات تا کنونی مردم به این نتیجه رسیده اند که رژیم هنوز تصمیم به کشتار وسیع نگرفته است و از حد اکثر نیروهای خود استفاده نکرده در حالی که بنظر من رژیم تا کنون از حد اکثر توانایی خود
برای سرکوب استفاده کرده و میداند با کشتار بیشتر و برگبار بستن با محله محور بودن تظاهرات تنها بر سرعت  کمی و کیفی انقلاب می افزاید. رژیم برای خریدن یک روز ساکت و یا یک هفته سکون جنبش حاضر است هزینه های گزافی بپردازد و خواباندن جنبش در روزهای نخستین برایش مسئله مرگ و زندگی بود. او اگر توانایی به رگبار بستن و خوابانیدن جنبش را در روزهای اول داشت بدون شک این کار را کرده بود. تداوم جنبش سرنگونی طلبی به معنی پیوستن جنبشهای صنفی و مدنی به آن و نزدیک شدن به نقطه مرگ رژیم است. کسانی که تصور میکنند رژیم از عقلانیت کافی در سرکوب برخوردار نیست در اشتباهی فاحش بسر می‌برند.
رژیم بنا به ماهیت خود در سازندگی و توسعه از عقلانیت و تدبیر برخوردار نیست اما بنا به همان ماهیت از عقلانیت فوق‌العاده‌ای در سرکوب برخوردار است. دست زدن به کشتار وسیع آس برنده ای نیست که همیشه در دست رژیم باشد. او تنها یکبار میتواند از این آس برنده استفاده کند. و این یکبار بایستی موفقیت او را در خواباندن جنبش تضمین کند. اگر رژیم با کشتار وسیع و یا منطقه ای نتواند جنبش را بخواباند مانند پاشیدن بنزین به آتشی فروزان شعله انقلاب را خیلی سریع گسترده تر خواهد کرد. دست نزدن به کشتار وسیع اتفاقا دال بر عقلانیت کامل رژیم است. تجمعات غیر متمرکز و محله محور این آس برنده را از دست رژیم خارج می‌کند و علی رغم خواست رژیم، متعارف شدن را در سرکوب به او تحمیل می‌کند. متعارف شدن رژیم در سرکوب یعنی تثبیت و تداوم و همه گیر شدن جنبش انقلابی. متعارف شدن رژیم در سرکوب  با توجه به خشم فروخورده مردم سرعت جنبش انقلابی مردم در سرنگونی را چندین برابر خواهد کرد. آس های برنده رژیم برای شوک دادن و سرکوب سریع جنبش بجز کشتار عریان محدود به اقدامات تخریبی و ویرانی همراه با کشتار همچون آتش سوزی در زندان اوین میباشد.
محله محور شدن جنبش علاوه بر آچمز کردن رژیم در سرکوب جنبش، آن را رادیکالیزه کرده و اهداف انقلاب را ماکسیمایز خواهد کرد. رهبران محلی ساخته شده در دل جنبش های محلی از کف خواستهای خود مردم برخواهند خواست و هیچ رهبر اصلاح طلب و یا محافظه کاری را بالا نخواهد آورد.


۳– رهبری جنبش انقلابی کنونی رهبری متمرکز نیست و از خارج از کشور هدایت نمیشود.

 رهبری جنبش انقلابی کنونی بعلت سرکوب گسترده و همه جانبه تمام تشکلهای مخالف توسط رژیم متمرکز نیست. هیچ تشکل خاصی نمیتواند ادعای رهبری جنبش کنونی را داشته باشد. انسانهای تاثیرگذار و بعضا تشکلهای تاثیرگذاری در جنبش کنونی داریم اما در حال حاضر هیچ تشکل و فرد خاصی نتوانسته است رهبری خود را به اثبات برساند. در جوابگویی به فراخوان‌های  داخل تنها تشکلی که جواب گرفته جوانان محلات تهران و بعضا بعضی شهرهای بزرگ دیگر میباشد. گفتن اینکه جنبش فاقد رهبری است امری نادرست است زیرا جنبش شروع شده، خود را تا اینجا تثبیت کرده و ۴۰ روز است که به پیش میرود. این امر نشان از نوعی رهبری است که غیر متمرکز بوده و راهکارها و دینامیسم خاص خود را دارد. تلاش برای بوجود آوردن رهبری متمرکز تا کنون بعلت خصلت غیر متمرکز بودن تظاهرات و اعتراضات حتی تا مرحله اعلام موجودیت پیش نرفته است چه رسد به تست کردن خود در دادن فراخوان برای داخل. در این موقعیت تلاش اپوزیسیون خارج از کشور شناخت این واقعیات و پذیرش جایگاه خود در جنبش انقلابی کنونی است. جایگاه اپوزیسیون خارج از کشور بجای اتلاف وقت و نیرو جهت ساختن رهبری متمرکز پشتیبانی از رهبری غیر متمرکز داخل و برآورده کردن نیازهای آنها میباشد. در مرحله کنونی که مرحله تثبیت انقلاب میباشد تظاهرات و اعتراضات محله محور با رهبری غیر متمرکز آن همخوانی کامل دارد. در مراحل بعد که مرحله تسخیر خیابان و محلات خواهد بود شکل دیگر رهبری خود را ظاهر خواهد کرد. در قسمت بعد من مفصل تر به این موضوع خواهم پرداخت.

  ۶آبان ۱۴۰۱

مقالات و مطالب دیگر از همین نویسنده. برای بازدید، لطفاً روی اسم نویسنده کلیک کنید

محمود عاشوری

0 Comments